نکات جمع بندی و مرور به سبک رتبه های زیر 1000کشوری (1)

دکتر رونقی

width=300

نکات جمع بندی و مرور به سبک رتبه های زیر 1000کشوری (1)

خودت را باور داشته باش…

اگر نداشته باشی ،

دیگران هم، دلیلی برای

باور داشتنِ تو،

نخواهند داشت.

تو زحمت کشیدی پس استرس نداشته باش و توکلت بخدا باشه

 

شیمی

آمفوتر ها عبارتند از:

1فلزات سرب ، آلومینیوم ، روی ، قلع ، کروم اکسید و هیدروکسید این فلزات نیز آمفوتر است.

2 آب

3آمونیاک در معدود موارد آمونیاک می تواند اسید نیز بشود ولی در محلولهای آبی همواره باز است.

4اغلی یونهای منفی حاصل از تفکیک اسیدهای چند پروتون دار مانند HS- ,H2PO4- , HCO3-

5آمینو اسیدها

برای اسیدها و بازهای یک ظرفیتی ضعیف رابطه بین K و درجه تفکیک یونی به صورت زیر است.

برای اسیدها یا بازهای بسیار ضعیف از آلفا در مخرج کسر می توان چشم پوشی کرد.

K= α2 M/1-α

یعنی اگر مقدار آلفا از 05/0 باشد می توان از آن در مخرج صرفنظر کرد.

برای اسیدها:

Ka = Mα2 , [H3O+] =√KaM

و برای باز ها:

Kb= Mα2 , [OH-] = √KbM

چون ثابت تعادل فقط وابسته به دماست بنابراین آلفا و غلظت اسید رابطه عکس دارند.

اثر دما روی PH آب : هر چه دما زیاد شود PH , POH و KW کاهش می یابد.

هر ماده ای که واکنش خود یونش را انجام دهد آمفوتر است. مانند آب و آمونیاک .

خاصیت اسیدی و قدرت اسیدی با هم تفاوت دارند :

خاصیت اسیدی وابسته به غلظت یون هیدرونیوم است . قدرت اسیدی وابسته به Ka است.

نمکهای Na2SO4 , K2SO4 خنثی هستند ولی نمکهای ZnSO4 , CuSO4 اسیدی هستند.

مقایسه آبکافت یونها :

1هر چه باز ضعیفتر باشد کاتیون مربوط به آن راحتتر یون هیدروکسید جذب می کند. 2

2 هر چه بار منفی آنیون یک اسید بیشتر باشد (نسبت به آنیون دیگر اسید).

3 هر چه اسیدی ضعیفتر باشد آنیون مربوط به آن راحتتر H+ جذب می کند.

آنیون و کاتیون اسیدهای قوی و بازهای قوی آبکافت نمی شوند .

برای نمکهایی که از کاتیون باز ضعیف و آنیون اسید قوی ساخته شده اند

الف- اگر Ka > Kb باشد نمک اسیدی

ب- اگر Kb > Ka باشد نمک بازی

ج- اگر Ka و Kb تقریباً برابر باشند نمک خنثی است.

شیمی

انرژي يونش

يونش:

خارج كردن يك الكترون از اتم و ايجاد يون.

انرژي يونش (IE):

انرژي لازم براي فرآيند يونش يك مول اتم گازي.

انرژي نخستين يونش (IE1):

انرژي لازم براي خارج كردن يك مول از سست ترين الكترون ها از يك مول اتم گازي و توليد يك مول يون يك بار مثبت گازي.

X(g) + IE1 → X+(g) + e-

انرژي دومين يونش (IE2):

انرژي لازم براي خارج كردن يك مول از سست ترين الكترون ها از يك مول يون يك بار مثبت گازي و توليد يك مول يون دو بار مثبت گازي.

X+(g) + IE2 → X2+(g) + e-

يكا:

كيلو ژول بر مول (kJ/mol).

نكته:

يك اتم به تعدادِ الكترون هاي خود، داراي انرژي هاي يونش متوالي مي باشد. مثلا اتم سديم كه 11 الكترون دارد، داراي 11 انرژي يونش متوالي مي باشد (IE1 ، IE2 ، IE3 تا … IE11 ).

نكته:

همواره در يك اتم داريم:

IE1<IE2<IE3< …

علت: با جدا شدن هر الكترون، بر جاذبه ي مؤثر هسته (بر روي الكترون هاي باقي مانده) افزوده مي شود، لذا جدا كردن الكترون بعدي سخت تر مي گردد و نياز به وارد كردنِ انرژي بيشتري مي باشد.

مثال:

در مورد اتم سديم (Z = 11) داريم:

IE1<IE2<IE3< … <IE11

نكته:

همواره بيش ترين انرژي يونش در يك اتم، آخرين انرژي يونش (IEZ) در آن اتم مي باشد. مثلا بيش ترين انرژي يونش در اتم سديم، IE11 است.

جهش بزرگ:

اگر الكترون بعدي، از يك لايه ي نزديك تر به هسته جدا شود، انرژي يونش آن به شدت و به طور ناگهاني افزايش مي يابد و در اين حالت به اصطلاح گويند كه جهش بزرگ در انرژي يونش رخ داده است. (جهش بزرگ، شاهدي بر وجود لايه هاي الكتروني در اتم است.)

مثال:

در مورد اتم آلومينيم (Z = 13) داريم:

IE1<IE2<IE3«IE4< … <IE11«IE12<IE13

يعني هنگامي كه سه الكترون از اتم آلومينيم جدا مي شود، با جدا كردن چهارمين الكترون، اولين جهش بزرگ در انرژي يونش رخ مي دهد. هم چنين هنگامي كه يازده الكترون از اتم آلومينيم جدا مي گردد، با جدا كردن دوازدهمين الكترون، دومين جهش بزرگ در انرژي يونش رخ مي دهد، و علت اين است كه هر بار يك لايه به هسته نزديك تر شده ايم.

نكته:

همواره در يك اتم، تعداد جهش هاي بزرگ در انرژي يونش، يكي كم تر از تعداد لايه هاي الكتروني آن اتم است:

1– n = تعداد جهش بزرگ

مثال:

در مورد اتم آلومينيم كه 3 لايه ي الكتروني دارد، 2 تا جهش بزرگ در انرژي يونش آن مشاهده مي گردد.

نكته:

همواره در يك اتم داريم:

1 + تعداد جهش بزرگ = شماره ي دوره ي تناوب (n)

تعداد الكتروني كه بايد جدا كنيم تا به اولين جهش بزرگ برسيم = شماره ي گروه

مثال:

اتم X داراي 3 جهش بزرگ در انرژي هاي يونش خود مي باشد، چنانچه اولين جهش بزرگ در اين اتم، از IE2 به IE3 باشد، موقعيت اتم X در جدول تناوبي را تعيين كنيد.

پاسخ:

4 = 1 + 3 = شماره ي دوره ي تناوب (n)

IIA)) 2 = شماره ي گروه

يعني عنصر X در دوره ي چهارم و گروه دوم اصلي جاي دارد و با توجه به جدول تناوبي عنصر X همان كلسيم Ca با عدد اتمي 20 مي باشد.

تمرين:

در مورد عنصر شماره ي 53 جدول تناوبي:

آ ) چند جهش بزرگ در انرژي هاي يونش آن وجود دارد؟

ب) اولين جهش بزرگ در اين عنصر، ميان كدام انرژي هاي يونش آن رخ مي دهد؟

تغييرات انرژي يونش در جدول تناوبي:

به طور كلي انرژي يونش (در يك دوره) از چپ به راست، تقريبا افزايش و (در يك گروه) از بالا به پايين، كاهش مي يابد.

علت:

در يك دوره تناوب (از چپ به راست) شعاع اتمي كاهش مي يابد، به عبارت ديگر جاذبه ي مؤثر هسته بر روي الكترون هاي لايه ي آخر بيش تر مي شود، لذا جدا كردن الكترون سخت تر شده و درنتيجه بر ميزان انرژي يونش افزوده مي شود.

در يك گروه (از بالا به پايين) شعاع اتمي افزايش مي يابد، به عبارت ديگر جاذبه ي مؤثر هسته بر روي الكترون هاي لايه ي آخر كم تر مي شود، لذا جدا كردن الكترون آسان تر شده و درنتيجه از ميزان انرژي يونش كاسته مي شود.

تغييرات انرژي نخستين يونش (IE1) در يك دروه تناوب:

كم ترين انرژي نخستين يونش در يك دوره، مربوط به عناصر گروه IA (1) مي باشد. هم چنين بيش ترين انرژي نخستين يونش در يك دوره مربوط به عناصر گروه VIIIA (18) است.

در ضمن انرژي نخستين يونش از گروه IIA (2) به IIIA (13) و از گروه VA (15) به VIA (16) استثنائا كاهش مي يابد.

علت:

با جدا شدن يك الكترون از عناصر IIIA (13) و VIA (16)، آرايش آن ها به آرايش هاي پايدار ns2 و np3 تبديل مي شوند و لذا اين عناصر ميل زيادي به از دست دادن يك الكترون دارند و در نتيجه انرژي يونش آنها به طور غير عادي كم است.

نتيجه:

در جدول تناوبي، كم ترين IE1 ها مربوط به عناصر گروه IA(گروه 1) و بيش ترين IE1 ها مربوط به عناصر گروه VIIIA (گروه 18) و استثنائات در روند افزايشي، مربوط به عناصر گروه هاي IIIA (13) و VIA (16) مي باشند.

زبان فارسی:

چهارده نکته در بایدها و نبایدهای املایی و نگارشی:

1در زبان فارسی کاربرد کلماتی مثل« شاعره ، مدیره ،محترمه ، این جانبه و…» برای زن نامناسب است چون بر خلاف زبان عربی در فارسی ،صفت ها یی از این قبیل،برای زن و مرد یکسان به کار برده می شود و باید به شکل « شاعر، مدیر، محترم،این جانب و …»استفاده شود.

2همزه « ء»یکی از حروف الفبای فارسی است. این حرف مانند سایر حروف در خطّ فارسی حرکت گذاری نمی شود. بنابراین می نویسیم «رأی ، مؤسس ، جزء » و نمی نویسیم «رأًی ، مؤسس ،جزءِ »

3به کار بردن نشانه ی جمع «ات»مخصوص واژه های عربی است واستفاده از آن برای کلمات فارسی درست نیست. مثلاً«تحقیق» کلمه ای عربی است و اگر گفته شود «تحقیقات» درست است امّا کاربرد کلماتی مثل«پیشنهادات،گرایشات،گزارشات،سفارشات،فرمایشات و…»نادرست است و باید گفته شود«پیشنهاد ها ،گرایش ها ،گزارش ها ،سفارش ها،فرمایش ها و…».

4نشانه ی « تنوین» مخصوص کلمات عربی است و کاربرد آن ها با کلمات فارسی نادرست است .مثلاً واژه ی«شخصاً» درست است زیرا« شخص »عربی است امّا واژه هایی چون«گاهاً،ناچاراً،جاناً ،زباناً،دوماً،سوماً و…» نادرست است و به جای آن ها باید«گاهی ، به ناچار ،جانی ،زبانی،دوم،سوم و…»را به کار برد.

5گاهی به جای جمله ی دعایی«صلّی الله علیه و آله»به اختصار می نویسیم(ص)0هنگام خواندن این نشانه اختصاری باید بگوییم«صلّی الله علیه و آله» زیرا اگر علیه را از جمله حذف کنیم وفقط بگوییم«صلّی الله» معنی جمله ی عربی ناقص می شودومعنای آن چنین می شود:«پیامبر که- درود خداوندباد- فرمود:…»

6معمولاًکلماتی که جمع مکسر هستند نباید دوباره جمع بسته شوند بنابراین به جای این که بگوییم و بنویسیم«اخبارها،خواص ها،اخلاق ها،کتب ها، طرق ها،حواس ها،اولادهاو…»می گوییم و می نویسیم «اخبار،خواص،اخلاق،کتب،طرق،حواس،اولادو…»

7وقتی از اصطلاح «به قول معروف »استفاده می کنیم حتماً بعد از آن باید کنایه،ضرب المثل،حکمت ویا سخنان برجسته بیاید نه یک مطلب معمولی؛مثلاً اگر بگوییم«آن قدراین جا ایستادم که به قول معروف خسته شدم »درست نیست امّا می توانیم این جمله را این گونه اصلاح کنیم«آن قدر این جا ایستادم که به قول معروف زیر پایم علف سبز شد».

8کاربرد کلمه ی«علیه»درست است نه«برعلیه» زیرا «علیه»یعنی «برضد او»و«برعلیه»یعنی « بربرضداو»که نادرست است پس به عنوان مثال می توان گفت«اوعلیه کسی اقدام نکرد».

9بهتر است به جای«ی»میانجی کوچک«ء»در برخی واژه ها، شکل بزرگ آن رابه کار ببریم ؛مثلاًبه جای «خانهءما»ویا«قصهءزیبا »بنویسیم«خانه ی ما »و«قصه ی زیبا» زیرا«ی»میانجی کوچک به حرف همزه شباهت دارد و موجب بدآموزی می شود.

نشانه ی«یّت»مخصوص کلمات عربی است و کاربرد آن با کلمات فارسی جایز نیست؛مثلاًاگربگوییم و بنویسیم«بشریّت،انسانیّت،مدیریّت»صحیح است امّا نمی توانیم واژه هایی مثل«خوبیّت،شهریِّت،رهبریّت، آشناییّت،منیّت و…»را به کار ببریم زیرا«خوب،شهر،رهبر،آشنا،من و…»فارسی هستند.

1:1کلماتی مانند«املاء،انشاء،امضاء،اجراء،استثناء،اهداء و…»عربی هستند و در زبان فارسی باید بدون همزه ی پایانی و به شکل«املا،انشا،امضا،اجرا،استثنا،اهداو…»به کار برده شوند.

2:1کلماتی مثل«حُسن خوبی،سوابق گذشته،فینال آخر،مدخل ورودی،گردن بند گردن،پارسال گذشته،قند شیرین،پس بنابراین،سایرشهرهای دیگر،سال عام الفیل،شب لیلةالقدر و…» دارای «حشو»یعنی تکرار زاید هستند و کاربرد آن ها نادرست است.به عنوان نمونه در«سال عام الفیل»هم واژه ی«سال» و هم واژه ی «عام» هردو به یک معناست بنابراین یکی از آن ها زاید است.هم چنین در«شب لیلةالقدر»هم«شب»وهم «لیلة»هر دو به یک معناست و یکی از این دو زاید است.

3:1واژه ی«برخوردار»به معنی «بهره مند»است و در جایی به کار برده می شود که مفهوم مثبت و مفید داشته باشد؛مثلاًدر عبارت «او از سلامت کامل برخوردار است»کلمه ی «برخوردار» در معنی صحیح خود به کار رفته است امّا اگر بگوییم«این بیمار از ضعف و کم خونی برخوردار است»نادرست است.

4:1«حقّ»و کلمات دیگری که در زبان عربی تشدید پایانی دارند؛مانند«سدّ،حدّ،مستحقّ و…»زمانی در فارسی تشدید می گیرند که بعد از آن کسره بیاید؛مانند «حقِّ من،سدِّ کرج،مستحقّ کمک و… » در غیر این صورت به تشدید نیازی ندارند

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

× با ما در واتس اپ در ارتباط باشید