لقمه های تاکتیکی صد زنهای کنکور

دکتر رونقی

width=300

لقمه های تاکتیکی صد زنهای کنکور

سلام به شما داوطلب سختکوش کنکور سراسری … این بار تکنیکی ترین نکات از پرتکرارترین مباحث کنکور را خدمتان ارائه می دهیم…خوب بخون ؛صد بزن….

width=299

ادبیات:

اصناف:(جمعِ صنف)انواع،گونه ها

اضغاث:(جمع ضغث)دسته های گیاه خشک

اطناب:درازگویی،طولانی کردن سخن

اعانت:کمک ویاری رساندن

اعراض:روی برگرداندن

اعزاز:عزیز داشتن

تحذیر:بیم دادن،برحذرداشتن،ترساندن

تحریر:نوشتن

تزویر:ریاکاری،نیرنگ،دورویی

تفقّد:دل جویی

تفنّن:سرگرمی

غریو:فریاد،بانگ

غو:دادوفریاد،خروش

غوی:گمراه

زبان انگلیسی:

کاربرد With در چند جمله

Come with me.

باهام بیا.

I am disgusted with him.

ازش متنفرم.

You have to come with me.

باید به همراه من بیای.

He ran away with the money.

پولو برداشت در رفت.

She went with him.

اون (مونث)باهاش (مذکر) رفت.

Wont you come with me?

باهام نمیای ؟!

Im busy with my homework.

مشغول کارهای خونه ام هستم .

She was busy with the housework..

به کارهای خونه مشغول بود.

Ill start with a beer.

با یه آبجو شروع میکنم !

I am not concerned with this.

به من ربطی نداره

I burned my hand with an iron.

با یه اتو دستمو سوزوندم !

Wont you go shopping with me?

باهام خرید نمیای ؟! نمیای بریم خرید ؟

Why didnt you dance with him?

چرا باهاش نرقصیدی ؟!

I agree with him on that point.

توی این مورد باهات موافقم.

She wants to play golf with him.

اون میخواد باهاش(مذکر) گلف بازی کنه.

I would like you to come with me.

دوست دارم یا تمایل دارم باهام بیای.

What did you do with those books?

با اون کتابها چکار کردی ؟

I agreed with her.

باهاش توافق داشتم موافق بودم.

Let me help you with your baggage.

بزار کمکت کنم واسه چمدونات.

Are you through with your homework?

کارای خونه رو تموم کردی ؟

تفاوت Im in/at/on

تفاوت کلمات مشابه

معمولا وقتی در جا و مکانی فیزیکی هستیم از in استفاده میکنیم:

In:

.Im in the shower

.Im in the lobby

.Im in a car

.Im in a house

.Im in a school

at:

هم کمک میکنه تا بگیم در حال حاضر کجاییم و تفاوتش با in در اینه که از at بیشتر برای مکان های فیزیکی عمومی تر (general) استفاده میشه:

.Im at the grocery

.Im at the mall

.Im at the doctors office

.Im at the park

.Im at the airport

اما بعضی وقتها میشه از in و at به جای هم استفاده کرد:

.Im at the mall

.Im in the mall

.Im at the park

.Im in the park

.Im at the grocery

.Im in the grocery

On:

از on در موقعیت های غیر فیزیکی استفاده میکنیم:

Im on the phone.

Im on my computer.

Im on a bus.

At:

وقتی بخوایم بگیم که در کاری مهارت داریم از ترکیب good at استفاده میکنیم:

.Im good at drawing

.Im good at video games

.Im good at swimming

.Im good at driving

.Im good at reading

.Im good at sports

این لغات در کنکورهای سراسری، بسیار مورد توجه طراحان سوال بوده است.

Believe

ایمان داشتن، باور داشتن

Brain

مغز

Conscious

هوشیار، آگاه

Enter

وارد شدن

Event

رویداد، واقعه

Explanation

توضیح

Feeling

احساس

Hobby

سرگرمی

Look after

مراقبت کردن از

Look for

دنبال چیزی گشتن

Look up

دنبال معنی لغت یا اطلاعات خاصی گشتن

Loos

ضرر، از دست دادن

Mental

روحی، ذهنی، روانی

Object

شی ء

Occur

رخ دادن، اتفاق افتادن

Guidance

هدایت، راهنمایی

لغات مشابه دردسرساز:

بیابان desert

دسر dessert

به جز except

پذیرفتن accept

مردن die

رنگ کردن dye

تاثیر گذاشتن affect

اثر effect

اجازه گرفته allowed

با صدای بلند aloud

محراب altar

تغییر کردن، دادن alter

برهنه bare

تحمل کردن bear

نامطبوع coarse

دوره course

کشمش currant

کنونی current

شورا council

مشورت counsel

دوگانه dual

جنگ تن به تن duel

خودنمایی flaunt

تمسخر flout

رسماً formally

سابق formerly

آرام quiet

کاملquite

سبک lightening

روشن شدن lightning

شل loose

از دست دادن lose

بادبان sail

فروش sale

دوختن sew

بذرپاشیsow

درد pain

جام pane

آرامش peace

تکه piece

شخصی personal

کارکنان personnel

ساکن stationary

نوشت افزار stationery

کمر waist

تلف کردن waste

يك نكته حرفه اي براي Reading:

كلمات زير بيانگر ((تاكيد))است.اگر درجمله اي آنها را ديديد اطلاعات جمله مهم است وبايد به آن توجه نمود.

Without a doubt

بدون تردید

Obviously

آشکارا ، معلوم بودن که

Clearly

به وضوح ، مسلما

Evidently

از قرار معلوم ، ظاهرا

Actually

در حقیقت ، واقعا.

In fact

در واقع ، در حقیقت

certainly

به طور مسلم

Definitely

حتما ، قطعا.

Extremely

بى نهایت ، بسیار.

Indeed

راستی ، در واقع.

Absolutely

مسلما ، حتما.

Positively

قطعا، بي تردید.

Unquestionably

بى گمان ،مسلما

width=326

متوقف نشوید…موفق باشید…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

× با ما در واتس اپ در ارتباط باشید