دام های احتمالی از مباحث کلیدی تجربی

دکتر رونقی

width=306

دام های احتمالی از مباحث کلیدی تجربی

 

زیست- ژنتیک:

چند نکته از فصل پنجم کتاب سال سوم (ماده ژنتیک ) :

1) ترتیب عملکرد دانشمندان مطرح در این فصل را بهتر است به خاطر بسپاریم :

1–میشر (قرن نوزدهم ) 2–گریفیت

3–ایوری 4–چارگف

5—ویلکینز و فرانکلین

6–واتسون و کریک

2)فردریک میشر ،نوکلئیک اسید را از هسته ی سلول جدا کرد و آن را نامگذاری نیز نمود و فهمید خاصیت اسیدی دارد ،اما از ساختار آن چیزی نتوانست بفهمد

مدتی بعد فهمیدند که نوکلئیک اسید دو نوع دارد یعنی RNA و DNA

3) توجه شود مشاهده و کشف گریفیت ، ترانسفورماسیون بود و نه ماهیت ماده ژنتیک

در واقع در ابتدای قرن بیستم دانشمندان فهمیده بودند آنچه مندل به عنوان فاکتورهای وراثتی مطرح کرده بود ،درون هسته سلول و درون کروموزوم ها قرار دارد اما اینکه دقیقا جنس آن از چه نوع ماده ای است هنوز مبهم بود !

در آزمایشات گریفیت ترانسفورماسیون مشاهده گردید ، و دانشمندان حدس زدند آنچه دارد صفتی را از یک نوع باکتری به باکتری دیگر منتقل میکند همان ماده ژنتیک است

4)اثبات اینکه ماده ژنتیک( و در واقع فاکتورهای گفته شده توسط مندل ) از نوع DNA می باشد ،توسط ایوری صورت گرفت

یا بگوئیم شناسایی عامل ترانسفورماسیون توسط او بود

5)چارگف توانست بین بازهای درون DNA ، نسبتی را کشف کرده و نشان دهد

یعنی همان برابری A با T—و برابری C با G

اما چارگف الگو یا ساختمانی را برای DNA ارائه نکرد

هر چند بدنبال کشف چارگف میشد حدس زد که بازها رابطه مکملی دارند

در حقیقت به قول کتاب ،مشاهدات چارگف یکی از مواردی بود که مقدمه ای برای مشخص شدن ساختار سه بعدی DNAتوسط واتسون و کریک ایجاد کرد

6)توجه شود در روش پراش پرتو X سایه بلور DNA مشاهده نمی گردد

بلکه اثر پرتوهای پراکنده گردیده ، بر روی فیلم حساس ثبت شده و الگوهای آنها تجزیه و تحلیل می شود

در این روش ،باید ماده مورد مطالعه به صورت بلوری شده باشد

صفحه حساس فیلم باید در پشت بلور باشد

ویلکینز و فرانکلین ،الگوی نهایی DNA را ارائه نکردند

اما معلوم کردند مولکولی مارپیچی است و معلوم کردند که دو یا سه زنجیره دارد

البته می دانیم که بعدا واتسون و کریک عدد دو زنجیره را قبول کرده و در مدل خود استفاده نمودند

7)در مدل واتسون و کریک ، دو رشته حول محوری طولی ( نه عرضی ) به دور یکدیگر می پیچند

توجه شود قطر مولکول از بالا تا پایین برابر و یکسان است ( و نه متغیر )

پله ها بازهای آلی می باشند که مقابل یکدیگر هستند با پیوند هیدروژنی بین آنها (نه فقط بگوییم پیوند هیدروژنی)

در دو نوکلئوتید مقابل یکدیگر ،مجموعا پنج حلقه داریم ، زیرا هر نوکلئوتید یک حلقه قند دارد ،و دو نوکلئوتید مقابل یکدیگر نیز،مسلما یکی بازپورین و دیگری باز پریمیدین دارد

بار الکتریکی مولکول نوکلئیک اسید به دلیل وجود فسفات ها باری منفی است

8)توجه شود در مقایسه ساختمان ریبوز و دئوکسی ریبوز ، بایستی چندین نکته را دقت کنیم :

دئوکسی ریبوز یک اکسیژن کمتر دارد

محل تفاوت بین این دو حلقه را از نظر محل کمبود اکسیژن باید بشناسیم

ریبوز 4 عدد عامل هیدروکسیل (OH) دارد (سه تا اتصال مستقیم به حلقه ) و دئوکسی ریبوز سه عدد OHدارد (دو تا اتصال مستقیم به حلقه )

تعداد کل اتم هیدروژن در هر دو حلقه برابر است اما تعداد هیدروژن تنهای مستقیم متصل به حلقه ،در دئوکسی ریبوز یک عدد بیشتر است

در هر دو نوع مولکول ، حلقه ی پنج ضلعی و پنج راسی داریم

در حلقه ها چهار راس کربن و یک راس اکسیژن است

از پنج کربن هر مولکول یک کربن خارج از حلقه و به صورت شاخه متصل به حلقه است

ریبوز پنج اتم اکسیژن و دئوکسی ریبوز چهار اتم اکسیژن دارد

(در بیان این تعدادها نگوییم مولکول اکسیژن !!)

عربی

الإستثناء :

تعريف : عبارت است از خارج شدن اسمي از حكم كلي كه بعد از ادات إستثناء مي آيد

اركان استثناء :

الف) ـ مُستَثني : مستثني اسم منصوبي است كه بعد از حرف استثناء مي آيد .

مانند: قامَ القومُ إلا عليَّاً ( مُستَثني و منصوب )

ب) ـ مُستَثْني مِنه[1]: اسم معرفه و جمعي است كه قبل از حرف استثناء مي آيد .

مانند: قامُ القَومُ إلا عَليَّاً ، خَرَجَ التلاميذُ مِن المدرسهِ إلّا علياً

نكته :مستثني منه جزء نقش محسوب نميشود.

ج) ـ أدات استثناء : إلّا ، غَير ، سِوي ،‌خَلا ، عَدا و حاشا

مانند: قامَ القومُ إلّا عليَّاً

اقسام إستثناء : 1) – مُستثنَي تام :{ الف) – مُتصِّل ب) – مُنقطع } 2) – مُفرَّغ

الف) ـ مُتَّصِل : آن است كه مستثني و مستثني مِنه از يك جنس باشند .

مانند: جاءَ التلاميذُ إلّا مُحمَّداً

ب) ـ منْقَطِع : آن است كه مستثني و مستثني مِنه از يك جنس نباشند .

مانند: جاءَ التلاميذُ إلا كتابَهُمْ

نكته: در عبارت هاي مثبتي كه يكي از كلمات { بعض ، جمبع، كلّ ، واحد ، واحدة، أحد } نوع مُستثنَي از نوع تام است و غير مُفرِّغ .

مانند : كُلُّ شَيءٍ هالِكٌ إلّا وَجهَهُ

2) ـ مُفَرَّغ : آن است كه مستثني مِنه آن مَحذوف است و منفي يا سؤالي مي باشد .

مانند: ما جاءَ إلا أحمدُ ما رأيًتُ إلّا أحْمدَ ما سَلَّمتُ إلا بعليٍّ

مستثنَي و مرفوع مستثنَي و منصوب مستثنَي و مجرور

نكته:در إستثناء مُفرَّغ جمله ي قبل از إلّا داراي شرائط زير است :

1منفي است .[ ما ، لا ، لَم، لَمَّا ، لَن ،لَيسَ ، هَل ].

2 مستثنَي منه ندارد.

3معنَی جمله كامل نيست .

نكته : هرگاه مستثني منقطع بود اولا منصوب و ثانيا مثبت مي باشد. يعني مستثني منقطع منفي نمي شود فقط منصوب است .

هرگاه مستثني مفرغ باشد اولاً به صورت منفي مي آيد ثانياً در جمله مستثني منه وجود ندارد ثالثاً اعراب مستثني به اين صورت مي باشد كه فرض مي كنيم كه إلّا در جمله وجود ندارد سپس جمله را تركيب مي كنيم اسم بعد از إلّا هر نقشي داشت حركت همان نقش را به آن كلمه مي دهيم و اعراب مستثني به دست مي آيد.

مانند: ما ذَهَبَ إلّا عليٌ (( در اين عبارت به فرض اينكه إلُّا وجود ندارد [[ ما ذَهَبَ عليٌّ ]]

عليٌّ { نقش فاعل و مرفوع را دارد پس اعراب مستثني در اين عبارت مرفوع مي باشد . }

مانند: ما جاءَ إلا أحمدُ ما رأيًتُ إلّا أحْمدَ ما سَلَّمتُ إلا بعليٍّ

فاعل و مرفوع مفعول و منصوب مجرور به حرف جر

ـ*مفرَّغ = جمله منفي+ ادوات استثناء + منصوب و مرفوع

مانند:‌هَل جزاءُ الاحسانِ إلّا الإحسانُ ( الإحسانُ بدون إلُّا نقش خبر را دارد )

كلمه ي « غير و سِوَي » چون دائم الإضافه هستند مُستثناي آن مُضافٌ إليه و مجرور است ولي خودشان همان اعرابي را مي گيرند كه مُستثنَي بايد بگيرد . مانند : خَرَجَ التلاميذُ غيرَ عليٍّ.

 

 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

× با ما در واتس اپ در ارتباط باشید